اندر حکایات دوران شیردهی
الان که می نویسم پسر گلم یک ماه و دو روزه شده و این یک ماه اول با هزار جور تجربه جدید و پستی و بلندی های فراوان الحمدلله به خوبی سپری شد. نمیخوام با جزئیات از اتفاقات این مدت بنویسم چون واقعاً فرصت نیست و سعی می کنم خاطرات پسرم رو تو یه دفتر ثبت کنم. اما چیزی که الان میخوام بنویسم برای خودم هم جالب بود و فک کردم شاید به درد خیلی ها بخوره. لذا با اینکه خیلییییی خوابم میاد اما می نویسم. همیشه وقتی خانومایی رو می دیدم که در حین شیر دادن مشغول کارهای دیگه یا حرف زدن با دیگرانند و ... ناراحت می شدم و می گفتم چرا همه توجهشون را به بچه معطوف نمی کنند و چرا موقع شیر دادن ذکر نمیگن و چه برنامه ها که در سر نداشتم برای هنگام شیر دادن.... ا...
نویسنده :
مامانی
16:33




